راه نرفته الهی: جهان بی خدایی، جهان جنگ است!
بسمه تعالی همه انسانهای روی زمین، یک آرزوی واحد دارند، که چگونه از شر انسانهای بدکاره و بدفهم و بد طینت و ضد اخلاق ، جنگ طلب، نجات یابند. از آدم تا حالا همواره جهان، میلیاردها انسان توسط انسانهای بدکاره، بدفهم، بدطینت، جنگ طلب از بین رفتهاند. از روزی که انسانها از

بسمه تعالی
همه انسانهای روی زمین، یک آرزوی واحد دارند، که چگونه از شر انسانهای بدکاره و بدفهم و بد طینت و ضد اخلاق ، جنگ طلب، نجات یابند.
از آدم تا حالا همواره جهان، میلیاردها انسان توسط انسانهای بدکاره، بدفهم، بدطینت، جنگ طلب از بین رفتهاند.
از روزی که انسانها از غارنشینی به شهرنشینی روی آوردهاند و برای نظم و انضباط اجتماعی، مسئولی بر گرده بشر حاکم شده است.
در فکر و ذهن انسانها آمده، که دو راه در پیش روی همه بشر هست، یکی راه خدا تبارک و تعالی و دیگری راه بشر است. راهی که خداوند با ارسال رسولانی برای انسانها فرستاده است، با اینکه جذابیت وصف ناپذیری دارد و زیباترین وضع را برای زندگی بشر فراهم میکند و انسان، مقرب خدا می شود، به تعبیر قرآن کریم، فقط عدهای قلیل به آن مومن شده و میشوند.
اما راهی که انسانها برای بشر تعیین کردهاند، با اینکه میلیاردها انسان ذبح شده و به اندازه کل جهان امکانات بشری نابود شده، میشود و خواهد شد، باز همچنان بدان راه بی نتیجه، ادامه میدهند!
همه پیامبران و ائمه (ع) و اندیشمندان، علما، فضلا و معلمان اخلاق مدار، در قرنهای گذشته، ریشه همه مسائل را به فراخور وضعیت و شرایط اجتماعی ملتها بیان و نوشته و ارشاد نمودهاند.
لکن در هر زمانی یا دورهای، تعداد اندکی از انسانها، با ارشادات پیامبران و امامان و دانشمندان و معلمان اخلاق، موحد و عامل به راه خداوند بودهاند.
اگرچه جمعیت فعلی انسانها در جهان باهمین ارشادات متولیان، اکثراً به خداوند عظیم و حکیم معتقدند، لکن مشی و عمل به زندگی را با منویات خداوند رعایت نمیکنند! بجای رعایت احکام مکتب الهی به مکاتب بشری روی آورده اند!
یکی از بزرگترین خیانت دانشمند و فیلسوفان به بشر تاکنون این است که دین خداوند، یعنی زندگی کردن با آداب و احکام پیامبران مرسل خداوند را اجتماعی و سیاسی و دارای تدبیر عمومی انسانها نمیدانند، بلکه دین را امر شخصی میدانند.
در مکاتب بشری، با نظریه پردازیهای فیلسوفان و دانشمندان، به دنبال «سکولاریسم» کردن حاکمیت اجتماعی بر «دین»، پایه گذاری و مرزبندی نمودهاند.
این بزرگترین تفکیک غلط اندیشمندان کج فهم بشری است، در مقابله با دین، دین را تکلیف امر شخصی عنوان میکنند، و با دسیسههای فراوان، تاثیرات دینداری را از گردنه و چرخه فکری و فرهنگی خارج نمودهاند. به همین جهت مکتب بشر با تزئین و لعاب ظاهری با دنیای دینداری فاصله انداختهاند. حاصل همین تفکر غلط فیلسوفان و حاکمان طاغوتی و سلاطین است که دنیایی با قانون جنگ، قلدری، زور، سرنیزه، حق کشی، آدم کشی، ترساندن مردم را بوجود آوردهاند. قرنهای متمادی گذشته هرچه انسانها جلوتر میآمدند با اینکه تغییرات به روز مانند مر السحاب اتفاق میافتاد و همواره بشر تلاش میکند تا به نقطه امن و با عدالت برسد، لکن نتیجه نداشت، چون راه گمشده از دین که انتها ندارد. فقط رفتن به راه اسفل السافلین و قعر جهنم خواهد بود.
با تفکر بشری، نابودی همه بشر منجر خواهد شد، با وضعیت موجود، زمینه آن را فراهم کردهاند مانند: مستکبرین جهان، بمبهای هستهای را که برای مقابله یکدیگر و ترساندن همدیگر مهیا کرده اند، اگر روزی بخواهند همه آنها را منفجر کنند، دهها بار تمام انسانها و موجودات عالم از روی زمین از بین خواهد رفت!
در حالی که اگر بشر به دین خداوند پیوند میزد و پیروی میکرد، هیچ کسی به غیر از مرگ طبیعی از بین نمی رفت!
با این مقدمه، اگر جهان با حاکمان فعلی جهان جلوتر رویم ، وضعیت اسفناک تری نصیب انسانها شده و میشود .
در حال حاضر حاکمان و سلاطین مستکبر جهانی، برای جهان حال و آینده محاسبه ها و برنامه های شیطانی علیه ملتها و دولتها و امکانتش نوشته اند . بعضی ها از آنها آشکار شده است .بشرح زیر به اطلاع می رساند:
در طول سالهای بعدی با دست فرمان شدیدتری با جنگهای پیچیدهتری به وجود خواهد آمد از جمله آنها را میتوان گفت:
– جنگهای اطلاعاتی و عملیات روانی با استفاده از شبکههای اجتماعی رسانهها مانند ملاحظات انتخاباتی
– جنگهای سایبری ، از حمله، به زیرساختههای حیاتی مانند( سیستم بانکی برق، آب و بهداشت )،
– استفاده از نیروهای نامنظم مانند , بکارگیری گروههای شبه نظامی و شرکتهای امنیتی خصوصی،
– فشار اقتصادی،( تحریمها، باجگیری ،سایبری و دستکاری در بازارهای مالی )
– عملیات ویژه( خرابکاری ترور و جمع آوری اطلاعات)
– جنگهای نیابتی در مناطق بحرانی مانند خاورمیانه ( یمن، سوریه )
– آسیا تا پاسفیک ( تنش بر سر تایوان دریای جنوبی چین)
– رقابت ژئوپلتیک بین آمریکا و چین،
– اروپای شرقی ناتو ( ادامه حول محور اوکراین)
– خاورمیانه تنش دیرینه بین ( اسرائیل و ایران بیثباتی در عراق سوریه به یمن به لبنان)
– افریقا قدرتهایی مانند روسیه ( گروه وگنر) و چین ( ابتکار کمربند راه) برای نفوذ به منابع آفریقا،
– فضای ماورای جو، جنگ ماهوارهای ، برای کنترل ماهواره ها برتری سایبری به ماهواره ها فزایندهای مهم است،
– نحوه جنگ، غیر متمرکز و مبهم پیوسته,
– اعلام جنگ های ترکیبی و سایبری استفاده از هوش مصنوعی ، اتوماسیون میدان نبرد، ستفاده از رباتها ، پهپادها خودمختار ،سربازان مجهز به فناوریهای پیشرفته میشوند ، تمرکز بر غیرنظامیان تحت فشار قرار دادن دولتها از طریق ایجاد رنج برای شهروندان، (تحت تحریم و قطع برق)
– نتایج و پیامدها
تلفات انسان رنج غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و بحرانهای اقتصادی، تغییر در نظم جهانی ،تشدید مسائل جهانی و هزاران مصیبت دیگر بوجود خواهد آمد
اما راه نجات جهان،
پیشنهاداتی ارائه می گردد، تا بلکه شر قانون جنگل در جهان کم کم کاسته ویااز بین برود.ان شاالله .
راه نجات جهان چند وجهی و پیچیده و سخت خواهد بود. لکن اگر بخواهند ممکن خواهد بود:
۱ – تحول در سطح فردی و فرهنگی
یعنی تغییر در ذهنیت انسان انجام شود . پایهترین کار سرمایهگذاری بر روی «آموزش و پرورش» است.
۲- آموزش فرهنگ صلح و مدارا ,
از سنین پایه باید به کودکان و تا بزرگان آموخت و آن را ببینند و بدانند ، که اختلاف نظر، بخشی از زندگی است. کارها را با مشورت و گفتگو حل و فصل کرد.
۳- تقویت تفکر انتقادی، افراد باید توانایی تشخیص همه مضرات اخلاقی را بدانند رسانه پروپاگندای ،شایعات اخبار جعلی را برای تاثیر گذاری ذهنیات انسان بداند.
۴ – درک مشترک از انسانیت ، بدانند بر قضاوتها ،تفاوتها، قومی، زبانی مذهبی، فرهنگی و ملی ،همه جا همه ما اعضای خانواده انسان هستیم ، رنج هر انسانی رنج همه است.
۵ – تقویت نهادهای جهانی، باید نهادهای جهانی با نظر ادیان الهی اصلاح شودنه مکتب بشری تا بتوانند موثر و بیطرفانه عدالت محور باشد. تا بتوانند از درگیریها،با میانجیگری صلح امیز جلوگیری کنند.
همه میدانند که تمام و یا اکثر کشورهای دنیا به نحوی از انحای مختلف بین شان ، اختلافات واقعی یا بیهوده تحت فشار دیگران چه بین المللی چه داخلی وجود دارند .
کشورها برابر اختلافات بینابینی در جهان به درگیری و جنگ مبدل و منجر میشود .
با وجود ناکارآمدی سازمان ملل و شورای امنیت ملل متحد .پیشنهاد میشود ، جهت کمکردن مداخلات سازمان ملل شورای امنیت ، دادگاههای عالی صلح در سطح هر قاره با حضور هر کشور یک باچند نفر حقوقدان و چرخشی در هر قاره در جهان تشکیل شود تا نسبت به حل اختلافات کشورهای همان قاره حل و فصل کنند، درصورت حل اختلاف باصدورحکم آن را اجرا کند .
در این راستا باورم این است اکثر اختلافات بدون هرگونه تخاصم سخت مشکل مرتفع میشود.
۶ – پیشگیری از مشکلات کشورها، پیش ازوقوع هر واقعهای قبل از وقوع جلوگیری کند .به دولتها هم موظف باشند، مسائل را به آن دادگاه ارجاع دهند .
۷ – ریشه کن کردن عوامل ضعف اقتصادی و اجتماعی،
✓ بسیاری از جنگها ریشه از نابرابری در فقر دارد، باید از ریشه خشکانده شود .
✓ عدم مدیریت حاکمان هر کشور است مانند فساد سیستماتیک ازطرف نهادهای دولتی ، بیثباتی سیاسی، توزیع ناعادلانه قدرت.
✓ عوامل اقتصادی مانند بیکاری ،کم کاری، تورم ، بیثباتی، نداشتن سرمایه ، خدمات مالی، عوامل سیاسی ،عوامل اجتماعی و غیره
✓ همه عاملهای اصلی را میتوان با نوع دوستی وانسان دوستی به خوبی در جهان ریشه کن کرد . در نهایت صلح به چند جبهه میسور خواهد بود
✓ جنگ را از درون به بیرون خودمان
( از تعصب، خشم، ترس) از دیگری باید مهار شود،.
✓ از بالا به پایین، رهبران دوست دار مردم در جهان باید مسئولیت خود را برای حل مسالمتآمیز مردم رابپذیرند.
✓ اختلافات جهانی ، نجات از جنگ ، یک مقصد نیست بلکه یک مسیری است که نیازمند اراده جمعی برای صبر و شجاعت برای حل مسائل با مذاکره حل و فصل شود.
توضیح اینکه مابقی راه حلهای نجات جهان در مقاله دیگر نوشته خواهد شد.
اگر در جهان موضوع جنگ حل شود بزرگترین چالش و عین حال ،یکی از مهمترین هدف بشریت ،برای نجات جهان ، تحقق مییابد.
با توجه به موارد اشاره شده فوق،
همه آنچه در بالا متذکر شدیم فقط بامسیر وراه ومکتب خداوند حکیم جهان آفرین میسور خواهد بود. که سردمداران عالم خیانت کرده اند ونگذاشتن دین در جامعه حضور حاضر یابد.
مسیر، مکتب بشری نیست و نخواهد بود مجدداً میگویم مسیر فقط آخرین مکتب الهی خداوند خواهدبود و میشود زیرا آخرین حکمت الهی روی آوردن به خاتم الانبیا الهی است و بس …
خداوند تقدیرکند. انشاءالله
تیمور علیزاده
دبیرکل نهضت جهانی امت واحده الهی