گفتمان طبیعی یا گفتمان سازی

    بسمه تعالی از اوایل انقلاب اسلامی تاکنون توسط مسئولین سابق و حال و سخنرانان در صحنه و پهنه کشور، در دانشگاه و چه در محافل عمومی به ویژه در صدا و سیما به کرات از گفتمان، «وفاق» و «همبستگی» و «انسجام» و «وحدت» در جامعه صحبت به میان آمده و این بار رییس

کد خبر : 306915
تاریخ انتشار : جمعه 31 اکتبر 2025 - 10:46
گفتمان طبیعی یا  گفتمان سازی

 

 

بسمه تعالی

از اوایل انقلاب اسلامی تاکنون توسط مسئولین سابق و حال و سخنرانان در صحنه و پهنه کشور، در دانشگاه و چه در محافل عمومی به ویژه در صدا و سیما به کرات از گفتمان، «وفاق» و «همبستگی» و «انسجام» و «وحدت» در جامعه صحبت به میان آمده و این بار رییس جمهور مستقر این شعار را بیشتر از همه تکرار می‌کند.

 

در این تحقیق و پژوهش می‌خواهیم بدانیم گفتمان (طبیعی و واقعی) شکل گرفته است یا گفتمان سازی (مصنوعی) دنبال می‌شود. در ابتدا لازم است گفتمان طبیعی و گفتمان سازی را توضیح دهیم و جایگاه دو واژه را مورد بررسی قرار دهیم و ویژگی‌های آن دو را بیان می‌کنیم، سپس مصادیقی که از آن در محافل و جامعه فعلی کشور وجود دارد و از آن حرف می‌زنند مثال می‌زنیم.

 

وفاق و همبستگی، اگر منعکس کننده ارزش‌های واقعی و گفتگوهای جامعه باشد، می‌توان آن را گفتمان اصیل و طبیعی دانست، اما اگر به صورت دستوری تحمیل شده باشد گفتمان مصنوعی است.

همبستگی یک گفتمان زنده واقعی است، در صورتی که این مفاهیم از بطن یک جامعه برآمده باشد. وقتی که مردم به طور واقعی احساس همبستگی کنند، برای هدف مشترک خودجوش گردهم آیند، گفتمان مسلط در آن جامعه به وجود آمده و این گفتمان مشارکتی، صادقانه و برآمده از عمل است.

 

اما در شرایطی که یک نهاد یا قدرت در شرایطی که اختلاف و شکاف و نارضایتی در جامعه وجود دارد، به طور مدام با تبلیغات و بر شعار وفاق و همبستگی تاکید می‌کنند، در این حالت هدف این نیست که تکیه بر واقعیت موجود را توصیف کنند، بلکه می‌خواهد واقعیتی را که وجود ندارد، بسازند و اختلافات موجود را انکار کنند.

 

در اینجا یک وفاق و گفتمان نیست بلکه یک شعار و ابزاری برای گفتمان سازی است. زیرا یک‌سویی، تحمیلی و برای مقاصد سیاسی حاضر است. اگر وقتی به عنوان ابزاری برای انکار مشکلات، ایجاد تصویری غیر واقعی استفاده می‌شود، مصداق بارز گفتمان سازی هستند.

 

اما گفتمان طبیعی یک ویژگی دارد که به معنی غیر متمرکز، خودجوش از پایین به بالا شکل می‌گیرد، مانند گروه‌های محلی برای حل یک مشکل محله و عملگرا تنها یک ایده نیست بلکه در قالب نظر عموم مردم عمل را نشان می‌دهد. مانند کمپین‌های مردمی کمک به سیل زدگان و مبتنی بر اعتماد محلی و اجتماع پایه‌ای آن هستند. مانند مواسات است.

 

در مقابل گفتمان سازی، فردگرایی، دولت سالاری مطلق و دستوری با ابزار تبلیغاتی، برای مهار اختلافات و یکسان سازی اجباری استفاده می‌گردد.

گفتمان سازی، پیامدهای منفی چنین فرایندی دارد، از جمله ایجاد شکاف بین واقعیت و شعار، تضعیف اعتماد عمومی، کاهش مشارکت واقعی مردم، رسانه‌ای سازی، تولید محتوای نمادین، انگار و پنهان کاری، مشروعیت سازی، حذف رقبای منتقدان، کنترل اجتماعی، ایجاد «ما» در مقابل دیگران است، گفتمان سازی ضد بنیادین گفتمان راستین و همبستگی است. به عبارتی گفتمان سازی دستور از بالا به پایین، شعار زده، توخالی، اختلاف انگیز، یکسان ساز، ابزاری برای توجیه وضع موجود بر اساس ترس یا اجبار است! اما گفتمان راستین، خودجوش از پایین به بالا، عمل عینی، مهم‌گونه است، این مدل از همه می‌جوشد، مانند کمک به (زلزله‌زدگان) تکثرگرا، حلّال اختلافات، ابزاری برای تغییر یا حل مسئله بر اساس اشتراک و علاقه داوطلبانه همه ملت است.

 

حال آیا با وجود تعاریف ویژگی‌ها، کدامیک از دو گفتمان مصنوعی و طبیعی در جامعه فعلی ما وجود دارد!؟
امام خمینی فرمودند: «هر وقت ملت ایران احساس خطر کند ملت مجتمع می‌شوند»، گفتمان طبیعی در درون ملت موج می‌زند و در دنیا بی‌نظیر است و نظیر ندارد. ملت بارها ثابت کرده است امت واحده الهی و پشت سر رهبر عظیم الشأن هستند. از اوایل انقلاب می‌توان هزاران مثال زد. مانند پدیده انقلاب، جنگ تحمیلی ۸ سال دفاع مقدس، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، مقابله ملت با گروهک‌های ضدانقلاب، دفاع ملت از نظام، کمک اساسی به زلزله‌زدگان در کشور، همیاری با سیل‌زدگان، همبستگی در مقابله با دشمنان، همیاری در مقابله با کرونا، انجام فریضه کمک به محرومان و مستضعفین کشور و حتی جهان و صدها مثال دیگر را ملت با حال توفنده و با بروز انجام وفاق و همبستگی طبیعی انجام داده‌اند.
لکن در بدنه دولت و مجلس، گفتمان طبیعی از اوایل انقلاب تاکنون به جهت ورود نیروهای سیاسی با مواضع مختلف، نامناسب بوده و درخور شأن انقلاب و ملت ایران نبوده و بیشتر گفتمان سازی بوده است.
علیرغم تاکیدات امامین انقلاب به انجام دقیق گفتمان طبیعی، ولی گروه‌های سیاس و احزاب در کشور بیشتر گفتمان سازی را دنبال کرده‌اند و گفتمان طبیعی بوجود نیامده است.
اگر چتر قانونی در ایران بر سر این گروه‌های موجود در کشور حاکم نبود، هزاران مشکلات را برای ملت و انقلاب به وجود می‌آوردند، اگرچه مشکلاتی بوجود آمده کم نیست. شرایط تا آنجایی هست که دشمن طمع کرده و ملت و نظام تاوان این مشکلات را چشیده‌اند. (در مقاله دیگری توضیح خواهم داد.)
با وجود این مشکل، رئیس جمهور محترم با شعار مجدد وفاق، که نیاز فعلی جامعه بود و ملت و انقلاب نیاز به این وفاق و همبستگی دارد، مطرح کردند و از سوی ایشان نام دولت چهارم را دولت «وفاق و همبستگی» گذاشتند.
لکن تاکنون اقدامی موثر برای گفتمان یاری انجام نداده و بیشتر شعار بوده است.
تمامی ملت، احزاب سیاسی و جبهه‌ها را معطل انجام این شعار قرارداده‌اند. زیرا اگر بخواهیم گفتمان سازی به گفتمان طبیعی در جامعه اسلامی به وجود آوریم، باید مکانیزم گفتمان یاری را عملی سازیم، یعنی آنقدر این اهمیت دارد که در علم مدیریت آمده است: «اول همه را همراه کنید و سپس اجرا کنید».
اگر رئیس جمهور، گفتمان یاری را دنبال می‌کرد، صد برابر در کارهای دولت در کشور موفق می‌شد.
اختلافات و تنش‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی پس از سال‌های متمادی در بعد از انقلاب، عیان و آشکار است، هیچ دولتی تاکنون کار اساسی موفق برای حل اختلافات و تنش‌های موجود در کشور اقدام موثری و قطعی انجام نداده است. این تاخیر و این کوتاهی موجب ایجاد فاصله بین سیاسیون و اقتصاددان و اجتماعیون و فرهنگیان شده و می‌شود. اگر هم کسی یا کسانی پیشنهادی برای حل این مشکل خانمان سوز می‌دهند، بلافاصله یک عده کاسب و موج سوار، آنان را مورد شماتت قرار می‌دهند. درحالی که از آب و غذای مردم هم، رفع اختلاف و ایجاد وفاق، واجب‌تر است.

 

اما چگونه گفتمان یاری موجب حل اختلافات و وفاق و همبستگی می‌شود؟

همه می‌دانند منشأ اختلاف بر سر چند چیز است:

۱. حب المال

۲. حب النفس

۳. حب المقام

اصلاح این حب‌ها نیاز به خودسازی است که مشکل اول و آخر مسئولین کشور می‌باشد. اما گفتمان یاری مدیریتی، می‌تواند خیلی از مسائل را کم کم نزدیک و حل کند عبارتند از:

۱. رییس جمهور، مسئول هماهنگی برای برون رفت همه مسائل اجرایی کشور است. در این خصوص کم کار بوده و بیشتر سرکشی به درون دولت توجه دارد و این عیب بزرگ برای دولت وفاق است!

 

۲. تشکیل مجمع عالی گفتگوی سیاسیون و احزاب مستقل و جبهه‌ها در کشور با نظارت وزیر کشور جهت نزدیک کردن مواضع و نقاط مشترک ایجاد شود.

 

۳. ایجاد قانون محوری در کشور، توضیح اینکه رییس جمهور اولین کسی باشد، هیچ قانونی را دور نزند مانند مواردی که دریک سال از چندین قانون تبری جسته و در مقابل قانون ایستاده از جمله قانون بکارگیری افراد دارای تابعیت مضاعف در مشاغل حساس، قانون حجاب، قانون بکارگیری افراد بدون تاییدیه از مراکز امنیتی در مصادر دولتی و نقد قانون و بی اعتبار کردن قانون! مجلس شورای اسلامی، مخل اتحاد ملت است، نبایستی چند صدایی درون مجلس ایجاد شود، در پیگیری قاطع نظارت قانونی نبایستی نرمش در مقابل اجرای قانون ایجاد کنند، مجلس در چند ماه اخیر درحال تبلیغات استیضاح وزیران است، لکن اتفاق نمی‌افتد. این خود منشأ رسوخ اختلاف در جامعه است. قوه قضائیه، هرکسی خلاف قانون یا ترک فعل یا مرتکب جرم باشد، باید عقاب و عتاب قانونی نماید، نه اینکه با مردم عادی حتی کوچکترین خلافی انجام دهند، مقابله کنند و اگر صاحب منصبان با تساهل و تسامح و بی تدبیری کشور را به چالش بکشد با او کاری نداشته باشند، به جایش باید مطالبه‌‌گر هم شود.

 

۴. خالص سازی در هیچ دولتی مسموع نیست و نباید باشد، اگرچه بعضی از سیاسیون شعار ضد خالص سازی می‌دهند، لکن وقتی خود دولت را تحویل می‌گیرند از رأس تا ذیل و تا آبدارچی افراد خود را چینش می‌کنند.

بلکه باید در دولت وفاق، مورد اثرگذاری گرایش سیاسی و سیاسی بازی ممنوع باشد. فقط شایسته سالاری ایمان و تعهد و تخصص اشخاص مورد ملاک قرار گیرد. حال که قرار است در سال آینده برای شوراهای اسلامی شهر و روستا انتخابات تناسبی اجرا گردد، در ظاهر امر همه نیروهای سیاسی کم و بیش که عطش خدمتگزاری ورود در شورا دارند، در شوراهای شهر و روستاها خواهند بود و ان‌شاءالله مجلس هم چنین اتفاق بوجود خواهد آمد.

لکن دولت که با شعار وفاق و همبستگی مستقر شده باید مکانیزم وفاق را رعایت کند و باتوجه به موافقت همه گروه‌ها در کشور، لازم و واجب است، با قاطعیت تمام دولت، انتخاب و چینش تمامی مسئولین کشور را با رعایت نیروهای شایسته از همه احزاب سیاسی بکارگیری نماید، تا تنش و اختلاف دیدگاه‌ها کم شود و همه درگیر کار دولت شوند. «مهم کارکرد خوب افراد برای ملت باشد» و «دیدگاه سیاسی توجه و ملاک قرارنگیرد». این به صداقت اجرای شعار رییس دولت بستگی دارد. به غیر عملی کردن این شعار، دولت توخالی خواهد بود!

 

۵. علما و دانشمندان کشور را در حل بن بست شکمی مسائل لاینحل آینده ساز کشور و تمدن سازی انقلاب اسلامی دخالت جدی دهید.

 

۶. «امرهم شورا بینهم»، را در کنار دولت و وزارتخانه‌ها اجرایی و دخالت دهید. چون این همه مسائل پیچیده زودگذر و زمان بر از دست وزارتخانه ها برنمی‌آید. این مشارکت بسیاری از آن دسته افراد که بیرون دولت هستند، مقاله علیه همه می‌نویسند، وقتی که درگیر امور کشور شوند درک بهتر و هماهنگی بیشتری با دولت می‌نمایند. درحال حاضر علما و استادان دانشگاه بیشترین منتقد امور کشورند، مناسب است درگیر کارهای دولت شوند.

همه صاحبان جایگاه اجتماعی، مانند مردم به منویات رهبر بزرگ انقلاب در جهت امور ملت، امنیت ملی و حفظ و حراست کشور، توجه کنند.

 

 

تیمور علیزاده

رییس اندیشکده اتحاد مقدس

 

برچسب ها :

ناموجود