«جریان تازهای» در سیاست آمریکا در حال شکلگیری است؛
پیروزی زهران ممدانی؛ زلزله سیاسی در قلب نیویورک!
رویش نیوز*:پیروزی «زهران ممدانی» در انتخابات شهرداری نیویورک تنها نتیجه یک رقابت انتخاباتی معمولی نبود؛ این پیروزی یک اعلام موجودیت بود. اعلام اینکه «جریان تازهای» در سیاست آمریکا در حال شکلگیری است؛ جریانی برخاسته از طبقه کارگر، از خیابانها، از جوانان خسته از نظم قدیمی سیاست؛ و از جامعهای که میخواهد صدایش شنیده شود.

رویش نیوز*:پیروزی «زهران ممدانی» در انتخابات شهرداری نیویورک تنها نتیجه یک رقابت انتخاباتی معمولی نبود؛ این پیروزی یک اعلام موجودیت بود. اعلام اینکه «جریان تازهای» در سیاست آمریکا در حال شکلگیری است؛ جریانی برخاسته از طبقه کارگر، از خیابانها، از جوانان خسته از نظم قدیمی سیاست؛ و از جامعهای که میخواهد صدایش شنیده شود.
ممدانی، فرزند مهاجران آفریقایی-هندی، مسلمان، سوسیالیست و صریحاللهجه در حمایت از حقوق فلسطین، دقیقاً نقطه مقابل ساختار قدرت تثبیتشدهٔ سیاسی در آمریکا است. پیروزی او در شهری که سالها مرکز قدرت رسانهای و مالی آمریکا بوده، یک شکست آشکار برای جمهوریخواهان، میلیاردرها و جریانهای حامی اسرائیل محسوب میشود؛ جریانی که تصور میکرد، نیویورک را حتی اگر از دست بدهد، هرگز به دست «چپ رادیکال» نخواهد داد، اما داد.
صدای «قربانیان سرمایهداری» پیروز شد، نه «سرمایه»
ممدانی پیروزی خود را مدیون ستادهای چند میلیون دلاری و بنرهای عظیم تبلیغاتی نبود.
او با کمپینهای میدانی، دیدارهای محلی، رفتن به محلات کمدرآمد، گفتوگو با کارگران، رانندگان تاکسی، پرستاران و جوانانی که از هزینههای زندگی در نیویورک به ستوه آمدهاند، رأی گرفت.
او در سخنرانی پس از اعلام نتایج، گفت:
«این پیروزی از آن مردم است؛ از آن کسانی که هر روز بدون آنکه دیده شوند، شهر را زنده نگه میدارند.
ما این پیروزی را علیه پولهای بزرگ و علیه کسانی که فکر میکردند سیاست ارثیه خانوادگی است، به دست آوردیم.
این شهر از نو نوشته خواهد شد؛ نه برای نخبگان، برای مردم»
پیام او ساده اما تکاندهنده بود: «میتوان بدون حمایت میلیاردرها پیروز شد»
این جمله، لرزه بر ستونهای قدرت مالی در آمریکا انداخت.
نبرد با روایت رسمی درباره فلسطین، اگر قرار باشد تنها یک موضوع باشد که باعث شده ممدانی بیش از هر سیاستمدار دیگری زیر ذرهبین رسانههای نزدیک به اسرائیل قرار بگیرد، مواضع روشن او درباره فلسطین است.
او یکی از معدود سیاستمدارانی است که نهتنها از ضرورت پایان اشغال سخن میگوید، بلکه این موضوع را بخشی از هویت سیاسی خود میداند.
او در نخستین سخنرانی پس از پیروزی، در میان تشویق حاضران گفت:
«وقتی میگوییم آزادی و عدالت، این کلمات فقط برای این سوی آبها نیست. فلسطین نیز شایسته آزادی است؛ و روزی خواهد رسید که این جمله، نه جسورانه، بلکه بدیهی به نظر برسد».
این سخنان، همان لحظه در اسرائیل بازتاب گستردهای داشت. رسانههای راستگرای اسرائیلی این پیروزی را «پیام خطرناک برای آینده روابط آمریکا و اسرائیل» توصیف کردند و برخی تحلیلگران صریحاً گفتند که «نسل جدید سیاستمداران آمریکا، دیگر مانند نسل قبل، به تلآویو وفادار نیست»
این عصبانیت، نشانه تغییر است.
ترامپ و جمهوریخواهان:
«خشم، توهین و درماندگی»
در جبهه مقابل، خشم آشکار بود. دونالد ترامپ بلافاصله پس از اعلام نتایج، ممدانی را «یک کمونیست افراطی» نامید و پیروزی او را «نشانه سقوط اخلاقی و سیاسی نیویورک» دانست. چهرههای محافظهکار نیز هشدار دادند که این نتیجه «آغاز موج سوسیالیسم در آمریکا»است.
اما پشت این شعارهای تند، واقعیتی تلخ برای آنان نهفته است:
پایگاه اجتماعی جوانان و طبقه کارگر، دیگر به وعدههای تکراری و سیاستهای مبتنی بر سرمایه اعتماد ندارد. نیویورک، که زمانی نماد سرمایهداری جهانی بود، حالا در حال تبدیل شدن به مرکز بازتعریف قدرت اجتماعی است.
پیامی برای جهان: آمریکا در حال تغییر است
پیروزی ممدانی، پیامی فراتر از سیاست شهری دارد. این پیروزی نشان میدهد که گفتمان عدالت اجتماعی و آزادی برای فلسطین دیگر «تابو» نیست.
این پیروزی یعنی: حمایت از فلسطین میتواند، مزیت انتخاباتی باشد.
جنبشهای مردمی میتوانند قدرت سرمایهداران را کنار بزنند.
ساختار روایت رسمی در آمریکا ترک برداشته است.
این، برای اسرائیل و حامیان جهانیاش نگرانکننده است.
پیروزی زهران ممدانی یک جملهٔ بلند است؛ جملهای که سیاست آمریکا سالها از گفتن آن فرار میکرد:
قدرت میتواند از پایین به بالا بازنویسی شود.
این پیروزی آغاز پایان سیاستهای ثابت و بیتغییر است.
پایان تصور اینکه آمریکا همیشه بدون چونوچرا کنار اسرائیل میایستد.
پایان این گمان که “سرمایه” همیشه بر رأی مردم پیروز است.
و شاید آغاز دورانی باشد که «صدای طبقات ضعیف» دوباره معنا پیدا کند.
(✍امیرحسین طهماسبی)
پ.ن: شاید اینگونه تحلیلها یکسویه و سادهسازی مسئله بحران عظیم “سیاسی_اجتماعی_اقتصادی” آمریکا تلقی شود و نویسنده محترم نقش حزب دموکرات برای تقابل با جمهوریخواهان را نادیده گرفته باشد؛ اما همینکه اوباما و بخشی از حزبش، با شعارهای عدالتخواهانه و حمایت از مظلومان فلسطین در اقتباس از جبهه جهانی مقاومت پیروز شدهاند، استمرار طوفانالاقصی و شکست ترامپ ست!
*✍محمدعلی رامین